ایرج ( پهلوان آواز ) ، فردین ( گنج قارون )
دور و زمان ما، نه تلویزیون بود، نه اینترنت، نه کامپیوتر و غیره. بعد ها تلویزیون به شهرمان رسید که هر روز از ساعت پنج عصر تا دوازه شب برنامه داشت. گفتند که خریدن و داشتن تلویزیون در خانه گناه است. معلم قرآن ما مرحومه اکرم خانم می گفت. داشتن دستگاه تلویزیون در خانه گناه نیست. این دستگاه برنامه های گوناگون پخش می کند. آنچه که گناه است تماشا نکنید. اما خانم صلاحی که بسیار تند و خشن حرف می زد، می گفت: هر کس در خانه تلویزیون دارد، بلند شود و از مجلس من بیرون برود.» روزی که این چنین پرخاش می کرد،در حالی که نیم خیز شده بودم، آهسته از مادر دوست جان پرسیدم:« حالا چکار کنیم؟ بیرون برویم؟» و او زانویم را به زمین فشار داد و دندانهایش را به هم فشرد و آهسته گفت:« بشین سر جایت دختر.» از آن روز به بعد من و دوست جان و مادرم و مادرش، دیگر پا به جلسه خانم صلاحی نگذاشتیم.
اکنون پس از گذشت سال ها، هر از گاهی فیلم را تماشا و همراه با ایرج، ترانه هایش را زمزمه می کنم.
