گل پنیرک
پنیرک، گل های بنفش خوش رنگ، برگ های سبز لطیف، دانه های گرد شبیه به دگمه دارد.
بچه که بودیم، مادربزرگم ما را برای چیدن این گل ها بیرون می فرستاد. دم جویی که
از کنار خانه مان می گذشت، فراوان می روئید. گل های زیبایش را برای مادربزرگ می
چیدیم و دانه های دگمه مانندش را برای خودمان. کف دستمان را از دانه های تر وتازه پر می کردیم و سپس با لذت تمام
دانه دانه می خوردیم. مادربزرگ سفارش می کرد که همه اش را نخوریم و بگذاریم سیاه
شده و بر زمین بریزند و سال دیگر نیزبرویند.
اکنون دانه های این گیاه خوش رنگ و زیبا را به عنوان گل زینتی می فروشند. این یکی با
میل خودش زیر بالکن خانه ام روئیده است. همسایه بغل دستی با دیدنش گفت:« به به چه
برگهای بزرگ و لطیفی! ما این برگها را می چینیم و داخل آش و کوکو و نرگسی می
ریزیم. سال گذشته در باغچه ما خیلی زیاد روئیده بود. برگهای لطیفش را جمع کرده و
دلمه درست کردم. مثل برگ مو.»
پرسیدم:« چه مزه ای داشت؟»
گفت:« با دلمه برگ مو قاطی کردم. داخل قابلمه یک ردیف برگ مو و یک ردیف برگ پنیرک
چیدم. خیلی خوشمزه شده بود. ما با گل های زرد رنگ کدو و برگ درخت توت و درخت گیلاس
نیز دلمه درست می کنیم. مثل دلمه برگ مو. بسیار خوشمزه و مقوی است. برگ درخت انجیر
را هم…»
حرفش را نیمه تمام گذاشته و گفتم:« لطفا دیگر برگ بزرگ و زبرِ انجیر را هم پر
نکن.»
گفت:« نه برگ انجیر هم خیلی فایده دارد می چینم و به مادرشوهرم می دهم.»
بعد در حالی که از فواید برگ درخت به و انجیر و گیلاس و دانه گیلاس و … می گفت،
دو تائی شروع به چیدن و خوردن دانه های تازه کردیم. خدا را شکر که دانه های سیاه
نیز فراوان و تعدادی روی زمین ریخته بود.
ویکی پدیا در مورد این گیاه نوشته است که بلندی این گل ده تا پانزده و بعضی وقتها
پنجاه سانتی متر است. اما گل من از هفتاد سانتی متر گذشته و همچنان دارد بلند می
شود و گلهای فراوانش به زمین می ریزند. می گویند با گل های این گیاه می شود مربا
درست کرد. شربت این گیاه به رنگ بنفش خوش رنگ است.
*
No comments:
Post a Comment