در یوتیوب و فضای مجازی، شعری از دکتر انوشه شنیدم که سخنان مادربزرگم را به یادم آورد. در
ماه محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا بر ایمان از امام حسین و علی اکبر و ابوالفضل و
دیگر یاران امامان، حکایت ها تعریف می کرد و در مورد کوفه و پیامبر و اصحاب دیندار
و باوفایش می گفت:« شمر از طرفداران امام علی علیه السلام بود و در جنگ صفین حضور داشت. اهل دین و نماز و
عبادت بود. در زمان امام حسن علیه السلام به خوارج پیوست و دشمن امام حسین شد. او هم
قبیله ام البنین ( مادر حضرت عباس ) بود نه دایی اش. برادر و خواهری ام البنین و
شمر باور اشتباهی است. شمر برای حضرت عباس امان نامه آورد، چون با مادر اوهم قبیله
بود. » مادربزرگ پس از حکایت و وعظ با صدای شیرین و لحن دلنشین اش از ما می خواست
که دستها را به سوی خدا بلند کرده و همراه او چنین بخوانیم
ای بؤیوگ آللاه هیش کیمین اولین عزیز،
آخیرین ذلیل ائیه مه. آللاه بیزی عاقبت به خیر ائیله. اللاه بیزی شیطانین شرّینن،
حیله کارین مکریندن قورو. آمین یار رب العالمین
و ما همراه او تکرار می کردیم.
*
اما شعری که دکتر محمود انوشه خواند.
شمر که قلب شیعه را سوزانده
هی نسل به نسل خلق را گریانده
در مورد او مورّخین می گویند
یک عمرنماز مستحبی خوانده
شمر لعین که راه را کج می رفت
از روی هوا و از سر لج می رفت
در سابقه اش جهاد و جانبازی داشت
با پای پیاده دائما حج می رفت
این شمر که پای و پایه اش لنگیده
از حرص بهشت کله اش هنگیده
در لشکر حضرت علی در صفین
ضد پدر یزید می جنگیده
روحیه زهد و خوی ایمانی داشت
تاکید عمیق بر مسلمانی داشت
شمر اهل شراب و رقص و کنسرت نبود
یک پینه اصل روی پیشانی داشت
*
خدایا ما را عاقبت به خیر بگردان
*
No comments:
Post a Comment