2009/02/22

کارناوال

کارناوال در لغت نامه دهخدا به معنی کاروان شادی است. کاروانی که در ایام معینی در هر سال در کشورهای مختلف برای تفریح حرکت می دهند. این امر در ایران نیز به تقلید از اروپا معمول و سپس متروک شد. در کتاب « اطلاعات یک ربع قرن » آمده است که در 24 اسفند 1311 به مناسبت تولد رضا شاه پهلوی بر حسب تشویق سرلشکر آیرم شهربانی علاوه بر جشن و چراغانی ، مقدمات کارناوال فراهم گردید و مردم تهران هم در این جشن شرکت نمودند و حتی طلقه مختلف پول دادند و کمیسیونها تشکیل شد که مفدمات کارناوال را فراهم کنند ولی سال بعد این کار که جنبه تصنعی داشت موقوف گردید.کارناوال شادی آن سال از کارگاه خارج شهر وارد شد و در خیابانها به گردش درآمد در پیشاپیش هیکل چارلی چاپلین درست شده بود که مسخرگی می کرد.

متن کامل

وبلاک بدون فیلتر

*

مطالب بیشتر در مورد کارناوال


در دویچه وله خواندم کارناوال در لغت به معنی بدرود ای تن ای گوشت ، است.

کارناوال فرهنگها در برلین

هیاهوی رنگها در کارناوال آلمان

کارناوال در رادیو زمانه ( موظف بودن مرد به همبستر شدن با زن پس از بريده شدن کراواتش ) را و بعضی نوشته های دیگر را من نشنیده ام. بخش نظرات در رادیو زمانه را دنبال می کنم تا نظر دیگر هموطنان ساکن آلمان را بدانم.

کارناوال و ایرانیان