استرومای و ترانه اش
یکی دو روز است که در فضای مجازی ترانه ای
می شنوم که روح و روانم را به هم می ریزد و سخت غمگینم می کند. آهنگ و صدای
خواننده، خیلی آشکار درد را فریاد می زند. ترانه را استرومای خواننده، موسیقی دان
و رپرِ رواندا – فرانسوی ساخته است. پدرش در نسل کشی رواندا کشته شد. در سال 1944
سقوط هواپیما موجب دشمنی بین دو قوم « هوتو» و « توتسی» شد. قوم« هوتو» با حمایتِ
دولت وقت، دست به قتل عام قوم « توتسی » کرد که پدر استرومای یکی از این قربانیان
بود. ویکی پدیا نوشته است که در این قتل عام هشتصدهزار مرد و زن و کودک کشته و به
بیش از دویست تا پانصد زن تجاوز جنسی شده است.
استرومای، آهنگ بابا کجائی؟ را در سال
2014 روانه بازار کرد. او در این ترانه غیبت پدر و تاثیر آن را بیان کرده است.
کنجکاوی ام سبب شد که به دنبال ترجمه این ترانه بگردم و در وبلاک « حس سبز »
پیدایش کردم.
ترجمه ی ترانه:PAPAOUTAI,
ترانه ای از
STROMAE
Dites-moi d'où il vient
Enfin je saurais où je vais
Maman dit que lorsqu'on cherche bien
On finit toujours par trouver
Elle dit qu'il n'est jamais très loin
Qu'il part très souvent travailler
Maman dit "travailler c'est
bien"
Bien mieux qu'être mal accompagné
Pas vrai ?
بهم بگو پدرم اهل کجاست ؟
شاید یه موقع بدونم کجا دنبالش برم
مامان میگه وقتی همه جا رو خوب بگردم
یه موقع به انتهای راه میرسم و مسیر و
پیدا میکنم
مامان میگه ، پدرت راه خیلی دوری نیست
هر روز میره سر کار
مامان میگه کار کردن (برای مرد ) خوبه
بهتر ازینکه توی کار خلاف باشه ،
اینطور نیست ؟
Où est ton papa ?
Dis-moi où est ton papa ?
Sans même devoir lui parler
Il sait ce qui ne va pas
Ah sacré papa
Dis-moi où es-tu caché ?
Ça doit, faire au moins mille fois
que j'ai
Compté mes doigts
پدر بهم بگو کجایی ؟
بدون اینکه حتی باهاش حرف بزنم میدونم
که از کاری که کرده
پشیمونه
پدر ، پدر عزیزم ، بهم بگو کجا پنهان
کردی خودتو
فک کنم هزار بار شد که این سوال و
پرسیدم
به تعداد انگشت های دستم ، این و
پرسیدم
Où t'es, papaoutai ?
Où t'es, papaoutai ?
Où t'es, papaoutai ?
Où t'es, où t'es où, papaoutai ?
پدر بهم بگو کجایی ؟
پدر بهم بگو کجایی ؟
پدر بهم بگو کجایی ؟
بهم بگو کجایی ، پدر بهم بگو کجایی ؟
Quoi, qu'on y croit ou pas
Y aura bien un jour où on y croira
plus
Un jour ou l'autre on sera tous papa
Et d'un jour à l'autre on aura
disparu
Serons-nous détestables ?
Serons-nous admirables ?
Des géniteurs ou des génies ?
Dites-nous qui donne naissance aux
irresponsables ?
Ah dites-nous qui, tient
Tout le monde sait comment on fait les bébés
Mais personne sait comment on fait des papas
Monsieur Je-sais-tout en aurait hérité, c'est ça
Faut l'sucer d'son pouce ou quoi ?
Dites-nous où c'est caché, ça doit
Faire au moins mille fois qu'on a, bouffé nos doigts
چه اعتقادشو داشته باشیم و چه نداشته
باشیم
یه روزی فرا میرسه ، چه ایمان داشته
باشیم و چه نداشته باشیم
یه روز یا شاید یه روز دیگه ای فرا
میرسه که من و تو بهم میرسیم
پدر
یه روزی میرسه که ما دیگه اینجا نخواهیم
بود
معلوم نیست که اون موقع نفرت و تو
دلمون بزرگ کردیم
یا خرسندیم
اینکه آخر نبوغ و هوشیاری باشیم و واسه
خودمون کار و کاسبی
دست و پا کرده باشیم فرقی نمیکنه
یکی بگه بدون مراقبت از کسی ، کی اجازه
ی مسوول بودن و داده
یعنی تا وقتی نمیتونی از یکی مراقبت
کنی کی این اجازه رو بهت
میده که فک کنی در قبالش مسوولی؟
یکی بهم بگه
همه میدونن چطوری یه بچه رو میشه بزرگ
کرد
ولی کسی نمیدونه که چطوری میشه یه پدر
و به مسوولیتش پایبند
کرد ،
یا چطور میشه یه پدر و تربیت کرد
ما همه این چیزارو از یه بزرگتر یاد
میگیریم
مردیه که انگشتش رو میمکه ؟؟ دیگه چی
؟؟
بهم بگو کجا پنهان شده ، این پدر کجا
خودشو قایم کرده
No comments:
Post a Comment