2007-03-13

درد دلی دوستانه با خانم فرحناز قند فروش


بعد از ظهر روز پنج شنبه هشتم مارس ساعت کارمان که تمام شد بنا به دعوت خانم رئیس به دفترش رفتیم و بعد از سخنرانی کوتاه به هرکدام از ما شاخه گلی هدیه کرد و روز جهانی زن را تبریک گفت . به من که رسید سه شاخه گل سرخ هدیه داد . توی دلم فکر کردم که شاید از اتفاقاتی که در سرزمینم برای زنان ما می افتد خبر دارد . حدسم درست بود و ایشان برای زنان دستگیر شده آنهم جلوی خانه ملت آرزوی آزادی کرد . گاهی وقتها می بینم که این خارجی ها در مورد آنچه که برما می گذرد بیشتر از ما خبر دارند .
دیشب که داشتم وبلاکها را می خواندم به سخنان خانم فرحناز قند فروش رسیدم . گویا از سوی کمیته بانوان استانداری تهران به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد شده است که هشتم مارس را به عنوان روز گفتمان زنان ایرانی با زنان دیگر کشورهای جهان نامگذاری کنند . به خودم گفتم : به تو چه ؟ تو سرتو بیانداز پائین و حکایت بنویس . سرم را پائین انداخته و حکایتی را شروع کردم اما آنچه که خوانده بودم فکرم را به خود مشغول کرد . آخر چگونه می توانم به من ربطی ندارد بگویم ؟ دلم خواست با این خانم دوستانه درد دل کنم و حرفم را بزنم . البته به فارسی می نویسم و انشالله که بیشتر زنان دیگر کشورهای جهان فارسی بلد نیستند و نمی دانند چه می نویسم . دلم میخواهد از این خانم عزیز بپرسم : فرض کنیم هشتم ماه مارس هر سال روز گفتمان زنان ایرانی با زنان دیگر کشورهای جهان است و میخواهیم به آنها بگوئیم که موقعیت اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و ... ما برتر از شماست . چگونه حرفمان را ثابت می کنیم . مثلن می گوئیم ما وقتی زنی را محکوم و مجازات می کنیم اول وسط میدانی زمین را می کنیم و او را تا شکم داخل زمین چال می کنیم ، بعد یک کامیون سنگ را که از روز قبل زحمت کشیده و جمع آوری کرده ایم به میدان می آوریم و بعد دورتادوراین زن فلک زده حلقه می زنیم و سپس سنگ ریزه ها را بین هم تقسیم می کنیم و سرانجام آنقدر سنگ به سروچشمش پرتاب می کنیم تا ذره ذره جان بکند. تازه اگر گوشت انسان حلال بود بعد از جان کندنش ، سرش را مثل گنجشک از بدنش جدا کرده گوشتش را کباب کرده و بعنوان تبرک به هر سنگ زن تکه ای می دادیم تا نوش جان کرده و رفع خستگی کند . پس ما برتر از شمائیم .
یا می گوئیم برای اینکه از دردسر دادن طلاق و مهریه و مخلفاتش به ما زنان ، خیلی راحت افترای ناموس می زنند و ( بلانسبت همه مردان ) مردهایمان هم که ما... شا... لله ...هزار ... ما ....شا ...لله غیرت و مردانگی کاملی دارند همانجا با چاقو تکه پاره مان می کنند و برای بقیه زنان درس عبرتی می شویم . پس ما برتر از شمائیم .
یا می گوئیم بلائی بر سر ناموس و عفت آورده ایم که دختران ما با رضایت کامل و با دو پای قوی دو شبه به دبی می روندو برمی گردند . پس ما برتر از شمائیم .
یا می گوئیم اگر زیادی حرف بزنیم زیر مشت و لگد همسرانمان له و کور و چلاق می شویم ، پس ما برتر از شمائیم .
یا می گوئیم ما کلاه قرمزی هستیم که اگر از سری برداشته بر سر دیگری گذاشته شویم مردار می شویم و یا پارچه سفیدی هستیم که زود لکه دار می شویم و ارزش ما به اندازه کلاه قرمز و پارچه سفید است . پس ما برتر از شمائیم .
یا می گوئیم ما آزادترین زنان جهانیم اگر باور نمی کنید ازهمجنسانمان که به جرم تجمع جلوی مجلس که خانه ملت است ، دستگیر و به بند 209 منتقل شده اند بپرسید و حتی باور کنید که وضع جسمانی خانم بنی یعقوب هم هیچ خوب نیست . پس ما برتر از شما هستیم .
یا می گوئیم زنان شما وقتی تنها تکیه گاهشان یعنی خانه پدر و همسر را از دست دادند خانه زنان بی سرپرست و پلیس را دارند که از آنها حمایت می کند و برایشان مسکنی و کاری پیدا می کند ، اما زنان ما در این شرایط خدا می داند چه سرنوشتی در انتظارشان است . وقتی هم کمیته امدادی و ... کمکش می کند اول از این و آن در مورد وضعیت طرف می پرسد و وقتی حیثیت اجتماعیش را سکه یک پول کرد برایش حقوقی مقرر می کند و من معلم تا می فهمم ، از فرزند او ، مثلن برای کمک ، وقتی از همه پول برای پلی کپی یا مخارج دیگر می خواهم از او طلب نمی کنم و دلم به حالش می سوزد . دیدید که ما از هر لحاظ بهترین موقعیت را داریم .
راستی خانم قند فروش من نمیدانم در مقابل این همکارانم که در مورد ما سخن می گویند چگونه از حقوقی که داریم دفاع کنم . مقاله ای با آب و تاب فراوان بنویسید تا ازبر کنم و در مواقع ضروری به خورد زنان این غربتستان بدهم . اگر چه آنهادر مورد آنچه که بر ما می گذرد بیشتراز ما می دانند .
راستی یادم رفت بنویسم لطفن اگر حوصله جواب نوشتن دارید ، برایم ننویسید که زنان ما حرمت و آزادی زیادی دارند و می توانند درازای سیراب کردن شکم نوزادشان توسط شیر خود از شوهرشان طلب دستمزد کنند . جواب این دلیل کودکانه را خودتان نیز می دانید . آخر کدام مادر دیوانه می تواند بچه اش را گرسنه نگاه دارد ؟
ادعا نکنید که مردانی که دو زن یا بیشتردارند باید عدالت را بین هر دویا بیشتر رعایت کند و همه آنها را به طور مساوی دوست داشته باشند . دیدند و دیدیم و خواهند دید که چنین عدالتی امکان ندارد .
ادعا نکنید که زن سوگلی و معشوق مرد است . زن نمی خواهد سوگلی و معشوق باشد ، اومی خواهد انسان باشد .
ادعا نکنید که زنان شاغل هستند و می توانند دوشادوش مردان کار کنند . خیلی از زنان در اضطرابند که اگر همسر جلوی فعالیت اجتماعیشان را بگیرد چه خاکی بر سرشان بکنند .
نگوئید که زنان نیز مثل مردان گذرنامه دارند و به سیر و سفر و زیارت می روند ، چرا که هر وقت مرد هوس کند گذرنامه زن تفاوتی با یک دفتر چهل برگ خط خورده ندارد .
خانم دبیر کمیته استانداری تهران ، قندفروش خانم جان : سن بیر یئییب ایچمیش بیز بیر ایچی گئچمیش .
*

3 comments:

Anonymous said...

salam,
man modathast ke in weblog ro mikhunam, avalan mikhastam begam ke man az raftaraee ke ba zana to iran mishe sharmande hastam, dovom inke yeki az dalaeli ke man az iran biroon oomadam hamin bood, choon belakhare man ham shayad roozi dokhtar dar besham va nemitoonam bebinam ba dokhtaram ya har zane digei hamchin raftari beshe, har chand ke ba marda ham az in behtar raftar nemishe,

Anonymous said...

دوست عزیز امیدوارم هر جائی که هستید موفق باشید و دختر و پسرتان هم زیر سایه شما با زندگی خوشی داشته باشند و امیدوارم روزی در کشور عزیزمان زنان و دختران اینقدر رنج نکشند .
در ضمن میدانم که با مردان نیز بهتر از این رفتار نمیشه اما وضع زنان وخیم تر است . امیدوارم که روزی برسد که زن و مرد ایرانی در کنار هم با آرامش زندگی کنند .
شهربانو

ارگون said...

هميشه با خودم مي گويم زندگي را چرا براي ما مثل معما و اينقدر سخت نوشته اند. مهر زن و مادر و عشق گاهي اين مشق را لطيف تر مي كند