دمی با رشید کاکاوند
از دیشب صدای پدری در گوشمم
زمزمه می کند« سهراب بابا کجائی» و من همراه ناله و اضطراب او می گریم. می گریم
برای جوانی که ندیده ام و نمی شناسم. می گریم و هم سوگ می شوم با گریه ها و ناله
های پدران و مادرانی که داغدارند.
آنگاه سری می زنم به یوتیوب و دنبال رشید کاکاوند می گردم. او اشعار نغزی را که حق
را فریاد می زند، می خواند و تفسیر می کند. این بار به سراغ مهدی اخوان ثالث می
رود و از شعر« کاوه یا اسکندر» می گوید.
کاوه ای پیدا نخواهد شد امید
کاشکی اسکندری پیدا شود
فرق کاوه با
اسکندر در این است که کاوه پهلوان و قهرمان خودی است و اسکندر بیگانه و مهاجم. چه
نکبت بار و سیاه و دردناک است، اوضاع سرزمینی که کسی آرزو کند که یک بیگانه بیاید
و نجاتش دهد.
یک شاه عبّاسی لازم است که مثلا گران فروشی را در ایران تمام کند. یکی مثل شاه عبّاس.
No comments:
Post a Comment