Die Gedanken sind frei
wer kann sie erraten
Sie fliegen vorbei
wie nächtliche Schatten
Kein Mensch kann sie wissen
kein Jäger erschießen
mit Pulver und Blei
Die Gedanken sind frei
Ich denke, was ich will
und was mich beglücket
doch alles in der Still
und wie es sich schicket
Mein Wunsch und Begehren
kann niemand verwehren
es bleibet dabei
Die Gedanken sind frei
Und sperrt man mich ein
im finsteren Kerker
ich spotte der Pein
und menschlicher Werke
denn meine Gedanken
zerreißen die Schranken
und Mauern entzwei
Die Gedanken sind frei
Drum will ich auf immer
den Sorgen entsagen
und will mich auch nimmer
mit Grillen mehr plagen
Man kann ja im Herzen
stets lachen und scherzen
und denken dabei
wer kann sie erraten
Sie fliegen vorbei
wie nächtliche Schatten
Kein Mensch kann sie wissen
kein Jäger erschießen
mit Pulver und Blei
Die Gedanken sind frei
Ich denke, was ich will
und was mich beglücket
doch alles in der Still
und wie es sich schicket
Mein Wunsch und Begehren
kann niemand verwehren
es bleibet dabei
Die Gedanken sind frei
Und sperrt man mich ein
im finsteren Kerker
ich spotte der Pein
und menschlicher Werke
denn meine Gedanken
zerreißen die Schranken
und Mauern entzwei
Die Gedanken sind frei
Drum will ich auf immer
den Sorgen entsagen
und will mich auch nimmer
mit Grillen mehr plagen
Man kann ja im Herzen
stets lachen und scherzen
und denken dabei
Die Gedanken sind frei
*
*
رویاهایم آزادند ، ترانه فولکلوریک و قدیمی آلمانی است نام شاعرش گویا معلوم نیست. اما شاعر در عالم رویاهایش سدها و تابوها را می شکند و به آرزوهایش می رسد.در مورد شعر توضیح مختصری را که مربی ژیمناستیک داده اضافه کردم.
رویاهایم آزادند . همیشه همراه من هستند. نه کسی می تواند شکارشان کند ، نه می تواند لوی شان بدهد. آنها کنار من ، به حضورشان ادامه می دهند. من به آنچه که دلم می خواهد و به آنچه که خوشحالم می کند می اندیشم. همه چیز آرام پیش می رود. کسی نمی تواند مانع امیال و آرزوهای من شود. من شراب را همراه با دلدارم ، دوست دارم.دلدارم به خاطر من بهترین ها را انجام می دهد. او همیشه همراه من است و رویاهایم آزادند. کسی نمی تواند مزاحم من شود . کسی نمی تواند حبسم کند. رویاهایم زنجیرها را می گسلند ، قفس ها را می شکنند و آزادم می کنند. نگرانی ها را از دل و جانم می زدایند و من می توانم با تمام وجودم و از ته دلم بخندم و شاد باشم.
رویاهایم آزادند.
*
*
*
رویاهایم آزادند ، ترانه فولکلوریک و قدیمی آلمانی است نام شاعرش گویا معلوم نیست. اما شاعر در عالم رویاهایش سدها و تابوها را می شکند و به آرزوهایش می رسد.در مورد شعر توضیح مختصری را که مربی ژیمناستیک داده اضافه کردم.
رویاهایم آزادند . همیشه همراه من هستند. نه کسی می تواند شکارشان کند ، نه می تواند لوی شان بدهد. آنها کنار من ، به حضورشان ادامه می دهند. من به آنچه که دلم می خواهد و به آنچه که خوشحالم می کند می اندیشم. همه چیز آرام پیش می رود. کسی نمی تواند مانع امیال و آرزوهای من شود. من شراب را همراه با دلدارم ، دوست دارم.دلدارم به خاطر من بهترین ها را انجام می دهد. او همیشه همراه من است و رویاهایم آزادند. کسی نمی تواند مزاحم من شود . کسی نمی تواند حبسم کند. رویاهایم زنجیرها را می گسلند ، قفس ها را می شکنند و آزادم می کنند. نگرانی ها را از دل و جانم می زدایند و من می توانم با تمام وجودم و از ته دلم بخندم و شاد باشم.
رویاهایم آزادند.
*
No comments:
Post a Comment