یک روز تعطیلی
امروز تعطیل
رسمی است. شب قبل در تلویزیون حکایت عیسی مسیح را تماشا می کردم. فیلم به آن قسمت
رسید که عیسی را گرفته و در بند کرده و به سوی صلیب می بردند تا به چهارمیخ اش
بکشند. میخ ها و تخته ها را آماده کرده و عیسی را به سویش می بردند که دیگر طاقت
تماشا کردن برایم باقی نماند و کنترل به دست گرفته و تلویزیون را خاموش کردم.
یعنی آدمیزد چقدر باید بربر باشد، که بنی آدمی را گرفته و به چهارمیخ اش بکشد.
ناخن هایش را بکشد. سیگار روش اش را در تن و جان ناتوان و دربندش فروکند. به خاطر
منافع نامبارک و پلیدش.
پنج شنبه عروج عیسی مسیح، یکی از پیامبران صاحب کتاب. بنا به باور مردم این دیار، در
این روز کالبد عیسی مسیح به ملکوت پیوسته است. در این روزجشن میگیرند و مراسمی در
کلیسا برگزار می کنند.
آیۀ 157 سوره نسا به کشته نشدن و به صلیب کشیده نشدن عیسی مسیح و عروج او به ملکوت
اشاره کرده است.
خدایا بندگانت را خودت آفریدی. چه کسی حق دارد جانی را که تو بخشیدی، بگیرد؟ خدایا
به داد بندگانت برس که جز تو. پناهی ندارند.
خدایا در این روز مقدس، در این روزی که یاد و خاطرۀ یکی از پیامبرانت گرامی داشته
می شود، دربندان را آزاد و شکنجه کنندگان و آزار دهندگان به مخلوقاط بی پناهت را
به جزایشان برسان. آمین. یا رب العالمین.
No comments:
Post a Comment