برای خر چه کاه چه زعفران / مترادف خر چه داند قیمت نقل و نبات
برای کلّه ماهی خور، کلّۀ ماهی پیدا می شود. / خداوند روزی رسان است، بخصوص که شخص
قناعت پیشه و کم توقّع باشد.برای گاوِ نر، ه یک جریب، چه صد جریب / آن که با حمیت و کاری است به مقدار کار توجه نمیکند.
برای یک بی نماز، درِ مسجد را نمی بندند. / برای خاطر مستثنائی، از قرار و قاعدۀ مرسوم، چشم نمی پوشند.
برای یک رَم، سرِ اسب را نمی بُرند. / خطائی اندک را مجازاتی سنگین نباید داد.
برای یک شپش، لحاف را بیرون نمی اندازند. / به سبب علتی قابل رفع، نباید زیانی سنگین متحمّل شد.
برای خود کسی بودن. / در حد خود شخصیتی بودن و مقامی داشتن
برای فاطی تنبان نشدن. / نتیجۀ چشمگیری نداشتن
برای زیر گِل خوب بودن / به هیچ کاری نیامدن
برای شیطان ( رجیم ) پاپوش دوختن / سخت فتنه گر بودن
*
No comments:
Post a Comment