2026-11-02

هالوین

هالوین یا جشن قدیسان
سی و یک اکتبر هالوین بود و یکم نوامبر شب ارواح مردگان، به همسایه زنگ زدم و خواستم که برای نوشیدن قهوه با کیک پیشم بیاید. گفت که هالوین است و باید به آرامگاه همسر و مادرش برود.
امروز او به من زنگ زد وکمی صحبت کردیم. در مورد هالوین گفت:« هالوین جشن قدیسان یا جشن مُرده هاست. در این روز ما به آرامگاه عزیزانمان می رویم و برایشان گل می بریم. شب، ارواح مردگان به زمین برمی گردد. من امشب حضور روح شوهرم را که ده ماه پیش درگذشته است، در خانه حس کردم و صدایش را شنیدم. اول سرفه کرد و سپس مرا به نام صدا کرد.»
کمی ترسیده و با تعجب پرسیدم:« راست می گویی!؟ آخر مُرده که نمی تواند حرف بزند، چگونه متوجه شدی.»
قسم خورد و گفت:« باور کن. داشتم تلویزیون تماشا می کردم که خوابم برد و چرتی زدم. یک دفعه صدای سرفه اش به خودم آمدم و سپس صدایش را شنیدم که مرا به نام صدا کرد.»
گفتم:« حتما خواب دیدی. یا صدا از تلویزیون بود.»
گفت:« نه بیدار که شدم ، تلویزیون هم خاموش شده بود. خانه در سکوت کامل بود. باور کن. در این روز و شب مُرده ها می آیند. خود شوهرم گفته که تنهایم نمی گذارد و جشن قدیسان به دیدنم می آید.»
او روی حرف و اعتقاد خود پافشاری و آرزو می کرد که امشب نیز شوهرش به دیدنش بیاید و صدایش کند و من با  ترس و لرز استغرالله می گفتم که مگر ممکن است! سرانجام به مصداق این ضرب المثل سخن کوتاه کردم که  
سن دئین اولسون قال یاتسین.     

No comments: