2014-03-03

شهربانو و سیاه مشق های دلش

 شهربانو و سیاه مشقهای دلش

نقد از ارگون نویسنده وبلاک دلواپسی های یک مشاهده گر

وبلاگ نویسی را پس از چند ماه تردید شروع  کردم. یادم نیست اولین وبلاگها را چطور پیدا کردم؟   وبلاگ زن متولد باکو را در بحبوبه روزهایی دیدم که سر یک دستمال ،قیصریه را…ببخشید سر یک سوسک شهری را آتش  می زدند!  خشمگین بودم.  هر چه خشم از معلم ها داشتم در کامنت هایم خالی می کردم!    کم کم قصه هایش بر جانم نشست،کامنت های مهربان اش مرا شرمنده کرد. القصه، شناخت من از شهربانو در همین حد وبلاگ و قصه هایش است. جا داشت نامه ای برقی یا هسته ای(E-MAIL ) برايش مي فرستادم اما تنبلي كردم.  يك بار در وبلاگش نوشته بود با راديويي مصاحبه كرده است. از بس مصاحبه هاي راديويي شنيده ام تمايلي به اين مصاحبه

ها ندارم،حرفهايي از اين دست:  از دست شوهرتون چطور فرار كردين؟  بعنوان يك معلم،هشت مارس و...   اما شيطان گولم زد و مصاحبه را گوش كردم. صدايي آرام و درد  كشيده شهربانو رويم آنقدر تاثير داشت كه دوباره همه قصه هايش را خواندم.اين بار با همان لحن خودش. خشم اش در شعري كه خواند دوست داشتني بود. آي كيشي گفتنش آشنا بود،من اين صدا را كجا شنيده بودم؟

من بچه گي هايم مال زماني است كه خانوادگي سبزي پاك مي كردند،لحاف عروسي مي دوختند و هر كسي سوزني مي زد( از جمله من!!! )،زنها خانه خلوت می کردند،آواز می  خواندند،دایره می زدند و رنجنامه هایشان را می خواندند. زنی از عروسش می گفت،عروسی از مادر شوهر و زن میانسالی زن جوانی را راهنمایی می کرد. قهر می کردند،آشتی می  کردند. دور از چشم شوهرانشان مرد و پسری دوره گرد را به خانه دعوت می کردند تا  نمایشنامه  دعوای زن و مرد را برایشان اجرا کند و بخندند! من هم یواشکی کتاب اولدوز  و یه هلو هزار هلو ی صمد بهرنگی را می خواندم ! شهربانو قصه هایش مال دیروز است ولی  نه دیروز مین اوشیوز قدیم (هزار و سیصد قدیم!) دیروزی نزدیک. این صدا را در بچه گی ام شنیده بودم.

کتابی چاپ کرده است،قصه هایش بر روی ورق سفید خواندن دارد.چه طرح جلد زیبایی هم  دارد. اگر در آلمان بودم،برای مادرم می خریدمش. قصه هایش را برای مادرم تعریف کرده ام و او گاهی می پرسید چیز جدیدی ننوشته است؟    حداقل کاری که برایم شهربانو خانم می توانم انجام دهم تبلیغ کتابش است!   او تنها معلمی است که خارج از مدرسه به من درس داد.

نام کتاب : سیاه مشق های یک معلم  - دفتر اول

No comments: