2010/02/20

به بهانه زبان مادری

بچه که بودم کتاب را نمی شناختم . دنیای بچه گانه ام در بازی بئش داش و آیاق جیزیغی با مهناز و مهرناز و حکیمه و صنم خلاصه می شد. قصه های شب مادربزرگمان روز شیرین مان را با دلچسبی خاتمه می داد. همراه قهرمانان داستان به خواب شیرین فرو می رفتیم و روزی دیگر به شیرینی آغاز می شد. دنیای کودکی و بازیگوشی تازه داشت حال و رنگ دیگری به خود می گرفت که گفتند : اسم تان را به مدرسه نوشتیم تا بروید و خواندن و نوشتن را یاد بگیرید و باسواد شوید.

متن کامل

لینک در بالاترین

*