2016-07-10

بیوگرافی من

 بیوگرافی من

عزیزیم اولدوزویام

گؤیلرین اولدوزویام

اصلیمی خبر آلسان

من « قیه » نین قیزی یام
*

در شمال غربی ترین قسمت ایران ، در آغوش دو کوه قیه و سبد داغی، شهری بنا شده به نام « ماکو ». در یکی از روزهای سرد پاییزی ، دخترکی خرد در آغوش قیه چشم به دنیا گشود. پدربزرگش نام مادرش را که « شهربانو » بود ، بر این نوزاد تازه از راه رسیده نهاد و علاقه اش به او هر روز بیشتر و بیشتر شد. هر روزی که می گذشت دخترک بیشتر و بیشتر  مورد توجه و علاقه پدربزرگ قرار می گرفت. تا آنجا که پیر روزگار او را مادر خطاب می کرد. کودکی اش در دامنه طبیعت زیبای قیه ، همراه با نوای دلنشین مادربزرگ و قصه هایش سپری شد. پس از هفت سال همراه خانواده به شهر تبریز کوچ کرد وغم غربت دل کوچکش را آزرد. اما کم کم به حال و هوای شهر و مسکن جدید عادت کرد. با تبریز ستارخان و باقرخان پرور انس گرفت. مهربانی و شفقت را از پدر ،  صبر و بردباری را از مادر و استواری و سربلندی را از کوه دوست داشتنی اش « قیه » آموخت. با توجه به شغل شریف پدر و عمو و عموزادگان و دایی و خاله ، تصمیم گرفت پا بر جای پای ایشان گذاشته و در خدمت آموزش و پرورش باشد. آرزو داشت روزی پشت میز خانم معلمش بنشیند و راه او را ادامه دهد و سرانجام به آرزویش رسید.
بعد از رسیدن به این آرزویش بود که روزگار بازی تلخش را با او شروع کرد. زندگی روز به روز چهره ی  تلخ و بی رحم خود را به او نشان داد. تنها تسلی اش دعا هنگام اذان مغرب بود. تنها درخواستش از خدا ، صبر و استواری و مقاومت در مقابل ناملایمات بود. از خدا تا بزرگ شدن و به سر و سامان رسیدن فرزندانش استواری می خواست. خدا صدایش را شنید 
کوچ از وطن، دوری از یار و دیار، دل کندن از دخترکان معصوم و بوی گچ و تخته سیاه مدرسه ،  همچون بی سوادان چشم بر دهان مردم کشور میزبان دوختن ، یکی دیگر از رنج های بی شمار او بود.
اودر مقابل سختی ها و ناگواری ها ،  همچون کوه استوار « قیه » ایستادگی کرد. سرانجام بر فراز قله پر پیچ و خم و غم بار زندگی صعود کرد و خود را بر قله کوه زادگاهش نشسته دید. خود را دختر برحق و حلال زاده ی کوه قیه دانست وتخلص « قایاقیزی » را بر خود نهاد.
اکنون شهربانو باقرموسوی ( قایاقیزی ) بازنشسته آموزش و پرورش است. اوقات فراغتش با نوشتن سیاه مشق ها و اشعارش، جمع آوری آذربایجان بایاتی لاری، آتاسؤزلری، واژه های ترکی آذربایجانی، دستورزبان ترکی آذربایجانی و فارسی ، سپری می شود.  

*

 وبلاک نویسی هستم که مطالبم را در وبلاکهای قایاقیزی می نویسم. این وبلاکها دفاتر سیاه مشق های من با موضوعات مختلف هستند.

حکایتهای شهربانو ... زن متولد ماکو

http://gayagizi.blogspot.com/

*

آموزش دستور زبان فارسی و ترکی آذربایجانی

http://gayagizi3.blogfa.com/

*
شعرلر ترجمه لر

http://gayagizi3.blogspot.com/

*
آذربایجان ماهنی سؤزلری

http://gayagizi5.blogspot.com/

*

 

No comments: