2026-06-01

وطن عنوانلی کفن ساخلا منه

 دیندیرمه منی غم جالانار دیل – دوداغیمدان

سال ها پیش عکسی از مرحوم حمیده رئیس زاده دیدم. بانوئی جوان، با عینکی تیره و  دست بر دهان و متفکر. اکنون که خبر درگذشت ایشان را می شنوم، سن و سالش باورم نمی شود. متولد 1331 در اردبیل. یعنی 74 سال از عمرش سپری شد. هیچ فکر نکرده بودم سحر خانم ما پیر شود. این بانوی شاعر و ادیب غربت نشین، در دیار غربت ،چشم از جهان بست. آثار بی مانندش را به ما سپرد و رفت.
با شنیدن خبر درگذشت این بانوی فرهیخته، داغ برادر جوانم دل و جانم را به آتش کشید. اکنون گویی صدایش را می شنوم که می گوید:« از خواندن مکرر اشعار حمیده سیر نمی شوم.» از پشت تلفن برایم زمزمه می کند:  
*
وارلیغیم داغلاردا چنه بنزه ییر
گؤزل لر تئلینده دنه بنزه ییر
غربت پنچه سینده بوغولان آخشام
حسرته، نیسگیله، منه بنزه ییر
*

و من اشک می ریزم بر سوگ برادر، انگار که لحظاتی پیش خبر رفتن اش را داده اند.     
راستی بعضی رفتن ها چقدر دردناک است. 

No comments: