می گوید: اول مهر آمد و روز هشتم اش دارد سپری می شود
و تو یادی از این ماه و آغاز کار مدارس نکردی؟
می گویم: ماه مهر آمد و روز اولش همراه با مادران داغدار میناب گریستم و کنار
پدران عزادارفاتحه خواندم و دیگر حالی برای نوشتن از مهر ماه برایم باقی نماند. چه
بنویسم که زبانم به لکنت می افتد از غم هموطنان داغدارم.
خدایا سرزمینم را از بلای جنگ و مرگ و تهدید نجات بده. آمین یا رب العالمین.
*
یادش به خیر
یاد بابا آب داد و یاد آن دوران به خیر
یاد کوکب خانم و صبحانه و مهمان به خیر
حبّه قندی بود شیرین، سال های مدرسه
یاد کبری و کتاب خیس در باران به خیر
شهد خدمت را چشیدم بین آن کوه و قطار
یاد آن ریل و فداکاری آن دهقان به خیر
یک دو قاشق راستگویی حل شده در چای ما
یاد آن گرگ دروغین، یاد آن چوپان به خیر
یادمان دادند بی جا لب نمی باید گشود
یاد روباه و پنیر و زاغک نادان به خیر
مهرماه و بازی و درس و کتاب و خاطره
یاد شادی های تعطیلی و تابستان به خیر
کاش می ماندم میان نیمکت های کلاس
یاد باد آب روزگاران، یادِ آن دوران به خیر
شاعر: احمد ملاحسنی زاده
*
