داشتم ویدیوی بقایای کودکان
مدرسه شجره میناب را می دیدم. همراه با مادرانی گریستم که پس از پنج ماه انتظار، تکه
پاره هایی از پیکر متلاشی شده دلبندشان را یافته و در عزایشان خون می گریستند. من
که هیچ کدام را از نزدیک ندیده بودم، دلم خون شد. آنان که مادران و پدران و
نزدیکانِ این کودکان بی گناه و زیبا هستند چه می کشند خدا می داند.
اما « ماکان نصیری» که از او یک تکه ژاکت آبی رنگ خون آلود و کفش باقی مانده و از
پیکرش چیزی پیدا نشده است. این فجیع ترین قتل عام کودکان بی گناه، دلم را خراشید و خون کرد.
خانواده همه شهیدان، دانش آموزان و کارکنان مدرسه شجره طیبه میناب، سربازان و
شهروندان سرزمینم ایران، تسلیت مرا بپذیرید.
به قول محسن چاوشی که می خواند: ننگ بر آن که خواسته، شمر به ما کمک کند.
*
عزیزیم بالا داغی
یاندیرار بالا داغی
آتا – آنا گؤرمسین
ایلاهی، بالا داغی
*