مولا علی و سریال امام علی
دور هم بودیم و از این در و آن در سخن می گفتیم. از باغ و گل و گلشن شروع کرده و
سری به اوضاع کشورو سیاست و غیره زدیم و سرانجام به دین و مولا علی و معاویه و
عمروعاص رسیدیم. پس از بازگشت به خانه دلم هوای شنیدن آهنگ های فرهاد فخرالدین کرد و شروع
به جستجو در یوتیوب کردم. آهنگ « سربدراران» و ِروزی روزگاری» و سرانجام به «
سریال امام علی» و آهنگ محشرش رسیدم. هم آهنگ را گوش کردم و هم شروع به تماشای
سریال. چه دیالوگ های قشنگ و پر معنایی!
*
کار عوام اقتدا کردن است. چه به ولید، چه به شیخ.
*
بترسید بترسید از مردمکان سیاه، تیرهای
نامرعی، صیّادان دلهایند. دخترک جادو چشم رقیب خداست. خدا به اشارتی و او به غمزه
ای، سردار لشکر هزار هزار پولاد را به بند خواهد کشید.
*
معاویه: ذوالفقار علی را دست کم نگیر عمر. فتح خیبر را فراموش نکن. ما سحر و جادو
چه داریم که اعجاز ذوالفقار علی را باطل کند؟
عمرو عاص: جهل جماعت. دیدی که جهل جماعت سال های سال ذوالفقار علی را بر دیوار کلبه اش
آویخت؟
*
نامه معاویه به مولا علی بنا به توصیه عمروعاص:
از معاویه به علی
معاویه یعنی شام، علی یعنی مدینه
به عبارتی از امیّه به هاشم
حاجت به روده درازی نبوده، با دو کلامِ مختصر، یک دیوان نوشته
*
عمروعاص: تا زمانیکه عدالت علی برپاست، سر خاری واهمه نکن. عدالت تنها عسلی است که
به کام آدمی تلخ است.
*
این مرد را عدالتش سرنگون می کند.
*
فرهاد فخرالدینی: متولد 21 اسفند 1316 آهنگساز
و موسیقی دان و رهبر ارکستر اهل ایران است.
*
دیالوگ : گفت و گوی بین دو نفر یا بیشتر، رد و بدل کردن کلمات،افکار و احساسات بین
انسان ها.
