از شمال تا جنوب، بندرعباس و هرمزگان و قشم و ماهشهر،
از غرب تا شرق، پدران و مادران داغدیده، خانواده های پریشان در این روزهای تلخ
جنگ، در غم همگی شریکم.
می خواهم بنویسم. اما مغزم از تفکر ایستاده، انگشتانم توان گرفتن قلم را ندارد. به
سختی تلاش بر نوشتن می کنم. اما قلم نیز توان نوشتن ندارد. گوئی مرکب اش خشک شده.
دست از نوشتن برداشته و با تماشای اخبار به شدت می گریم. همسایه بغل دستی زنگ خانه
ام را به صدا در می آورد و می گوید که صدای گریه شنیده و نگرانم شده. می پرسد:«
اتفاقی افتاده؟»
با گریه جواب می دهم:« بله، کودک کُش به جنوب کشورم حمله کرده و پس از مدرسه
میناب، این بار پادگان و سربازان مادرمرده را به خاک و خون کشیده و همچنان بی
رحمانه می زند و می کشد.»
سری به علامت تاسف و تایید تکان می دهد و خداحافظی کرده و می رود.
*
پی نوشت: عزیز داغلی آتا - آنالار باشیز ساغ اولسون، آللاه سیزه صبر وئرسین
پادگان دا نلر اولدو، سرباز
ارزون اوره یینده سولدو
لو خبری گتیردیلر، سرباز
آنان بیر گون ده سولدو
*
اوره ییمده یوخدو دؤزوم، سرباز
دیلیم ده قورودو سؤزوم
یوخلوغون ائویمی ییخدی، اوغول
اؤلونجه آغلییار گؤزوم
*
پادگان داغ اولئیدی، بالا
دؤوره سی داغ اولئیدی
سربازلار اؤلن چاغی ، بالا
آناسی باش اوسته اولئیدی
*
اوزاق یئرده سرباز اولدون
گل تکی آچیلمامیش سولدون
دئییردین آز قالیر گلم سرباز
دشمن لره نشان اولدون
*
منبع: اینستاگرام