Showing posts with label موسیقی آذربایجانی. Show all posts
Showing posts with label موسیقی آذربایجانی. Show all posts

2026-02-25

بلند آسمان جایگاه من است

اندرحکایت بلند آسمان جایگاه من است و ترانه معروف ( خالق ماهنی سی ) سروان اوغلان در دوران محصلی ما  

دختر دبیرستانی بودیم و تبلیغات نیروی هوائی با شعار« بلند آسمان جایگاه من است» همراه با تصویر خلبانی شیک پوش و رعنا، با لباسی به رنگ آبی، چشم را خیره می کرد. « گؤز قاماشدیریردی ». ان خلبانِ شیک پوش و رویائی با لباس آبی که بر زمین و آسمان تسلط پیدا کرده و دلها را می ربود، همان « سروان اوغلان» بود. مرد رویاهای دختران نوجوان آن زمان.هر کسی در حق اش بایاتی سرود و این بایاتی ها جمع شد و ترانه « سروان اوغلان» را به وجود آورد. یادش به خیر، در فاصله ناهار که در مدرسه می ماندیم از حکیمه خواهش می کردیم که برایمان سروان اوغلان را بخواند.
این ترانه نقل مجالس شد. در زمان ما مجالس عروسی در خانه ها و حیاط های بزرگ، گرفته می شد و برای گرم کردن مجلس، خواننده زن دعوت می کردند. مشهورترین این خواننده ها، گروه ملکه لر بود. ملکه خواننده بود و مادر و خاله اش نیز همراهش که یکی دایره می زد و دیگری قارمون. او صدایی رسا و بسیار زیبا و چهره ای زیباتر داشت. هرسه با چادر و پوشیده می آمدند. ملکه لباسش را عوض و آرایش می کرد و پس از رفتن داماد، وارد مجلس می شد. « زمان ما داماد فقط همراه عروس وارد محل جشن می شد و بعد از دقایقی مجلس را ترک می کرد.» ملکه فقط  برای زنان هنرنمائی می کرد. ترانه های شاد و زیبای محلی می خواند همچون قاینانا، خواهرجون، سئیدآوا، گولوستان باغی، شاهگلو یوللاری، هیپی اوغلان و... و ترانه سروان اوغلان را چند بار و به درخواست حضار می خواند. 
در حقیقت سروان اوغلان خالق ماهنیسی است و شاعر خاصی ندارد. البته امروزه به جای سروان اوغلان کلمه سرباز اوغلان به کار می برند.
*
اما متن سروان اوغلان


یولدان گلیب یورولموسان، سروان
نییه دوروب سویونمورسان
گل چیخاردیم جورابلارین، سروان
اووم یورغون آیاقلارین
*

گل آل منی، گل آل منی سروان
آلماسان آتارام سنی
*
ماشینیوین توزون سیللم، سروان
سنی ایکی گؤزوم بیللم
اؤزون بیلیرسن کی، سروان
سن گلمه سن، اؤزوم گللم
*
گل آل منی، گل آل منی، سروان
آلماسان آتارام سنی
*
باشماقلاریوی یاغلارام، سروان
بیر- بیر بندینی باغلارام
منی آتیب گئدن اولسان، سروان
یانارام، اوره ک داغلارام
*
آتما منی، آتما منی، سروان
عشق اودونا سالما منی
*
یولووا قویموشام انجیر، سروان
تاپانچاوین باشی زنجیر
اؤزون بیلیرسن سروانیم، نئجه
اوره ک سنن اؤتور اسیر
*
یولووا قویموشام خرما، سروان
داغ باشیندا مایوس دورما
آند وئریرم آللاهیوا، سروان
بو یورغون عاشیقی وورما
*
گل آل منی گل آل منی، سروان
آلماسان آتارام سنی
*
یولووا قویموشام اوزوم، سروان
سن گئدیرسن نئجه دؤزوم
ایکی گون دؤزه بیلمیرم، سروان
ایکی آیی نئجه دؤزوم
*
چاتما قاشیوا دولانیم، سروان
گئتمه باشیوا دولانیم
*
یوولوا قویموشام قرآن، سروان
سنه باخیری بو گورهان
گلئدیرسن گل حلالاشاق، سروان
باشین اوسته توتوم قرآن
*
یولوا قویموشام آلما، سروان
سوی قابیغین یئره سالما
آند وئریرم آللایوا سروان
تهرانین قیزلارین آلما
*
گل آل منی گل آل منی، سروان
آلماسان آتارام سنی
*
یولووا قویموشام اییده، سروان
دور بویووی گؤروم بیده
نذر ائلیرم تئز گلسن، سروان
دونومو وئرم سییده
*
نعلبکی ده پنیر واردی سروان
نه گؤزل گردنیم واردی
قوللارین سال گردنیمه سروان
سنن انتظاریم واردی
*
رضایه لی کسدی یولوم، سروان
سولارگلیب کسدی یولوم
گلیردیم سروانی گؤرم، آنا
مزاحم لر کسدی یولوم
*
سروان گئتدی بیرده گلدی، قیزلار
بارماغیندا حلقه گلدی
آز حلقه وی منه گؤرست، سروان
دای اوره ییم درده گلدی
*
آتدی منی، آتدی منی، آنا
بی وفالارا قاتدی منی
*
سروانیمی سالدیم یولا، آنا
قارا گؤزوم دولا – دولا
آلا ایپک دسمال وئریم سروان
ماشین دا بوینووا دولا
*
دالان اوسته دالان واردی، سروان
دالان دا یئر سالان واردی
دئدیم گئتمه، سروان اوغلان
گؤزو یولدا قالان واردی
*
رضایه نین یوللاریندا، سروان
گل اولئیدیم، کوللارینده
بیر جوت بازوبند اولایدیم، آللاه
سروانیمین قوللاریندا
*

2025-07-19

آذربایجان ماهنی لاری

آنان اؤلسون ماهنی لاریم

آللاهین گؤزل گونلریندن بیری دیر. بیر کردییه باش ووردوم. بیر آز گؤی – گؤوهرنتی ایله باشیمی قاتدیم. اطلسی، شویودو، گول ساباح، همیشه باهارلار و... توخوملانمیشدیلار. اونلار توخوملارینی توتوب هره سینی اؤز قابلارینا قویدوم. بئله جه سینه داها گلن ایل اوچون بازاردان توخوم آلماغا گرک قالماز.هله آتام ائوینین اطلسی گوللری بیرداها گؤزل لیکلری وار. آخی آتامین یادگارلاری دیلار. اونلاری آیری قابا قویارام. سونرا کؤلگه ده اوتوروب، اؤز- اؤزومه دئدیم بیر گؤزل ماهنی قولاق آسیم یورغونلوغوم چیخسین.
اؤنجه شوکت علی اکبر اوا نین ماهنی سینا قولاق اسدیم. به به! سس دئییل کی مخمر دی
پیچیلداشین ، پیچیلداشین لپه لر
بلکی تزه بیر سؤزونوز وار سیزین
بوروق قازیر منیم عؤمور یولداشیم
قاییدیری قوجاقیندان دئنیزین
*
سونرا رباب خانیم روحومو تزه له دی
ایللرله من سنین اودونا یاندیم
باشقا بیریسینه میل سالمادیم
هر دیقه هر زامان آدینی آندیم
گؤزله دیم، گؤزله دیم
سندن من جواب آلمادیم
*
هله کؤنول خاسی اوادان هئچ دئمه، آنا ماهنی سیلا بیرلیکده هزین – هزین آغلادیم
آناملا عؤمرومون گونشی گئتدی
آنالی دونیانین حسره تینده یم
قلبین اودو گئتدی ، آتشی گئتدی
او شیرین رؤیانین حسره تینده یم 
*
رحمتلی شفا حسین قیزی، نه دئییم که سؤزلری اؤزو یازیب، اؤزو اوخوردو. هله ده یانیقلی سسینه قولاق آسارام.
هله عالیم و فرغانه، بو آتا – قیز بیرلیکده قیامت ائیله ییبلر.
بیرده مورمانی ائشیدیم « تراکتور منه جاندی» اؤز یئرینده بیر شاه اثردی.
بیردن – بیره، بیر خاتین  زائورون پله لریندن آشاغی یئنرکن، تراکتورون آهنگیله، بیر مسخره ماهنی باشلادی.  مسخره دئمه بلکی یانسیلاما. بیر رزیل شعرنن. بیر سرخپوستپالتاری کیمی پالتار ایننده، بیر – ایکی پیلک مینجیغا بنزر بیر زادلارینان. اؤز- اؤزومه دئدیم: گورون چاتداسین، رشید بهبوداف، خان شوشئیسکی،  میرزه بابایف، شوکت، رباب و... گلین گؤرون آذربایجانین گؤزل موسیقی سی کیملرین الینه دوشوب؟ سیزین ماهنی لاریزی بوراخیب، ایران دان موزیک چالیب، بیر آشاغی شعرنن اؤزونو خواننده دئیه، خالقین گؤزونه سوخوب، آناسی اؤلموش تلویزیونون قاباغیندا ، اؤز خیالیلا مئیدان اوخور. دئین یوخدور نه قدیر اؤزونه پیلک یاپیشدیرساندا، قارغاسان بالا، طاووس یئریشینی یانسیلاما، آیاخلارین ایلیشر.
  


2024-06-04

دختر ناز کوچولو

 زهرا بالا

سن و سالی ندارد. شاید ده ساله باشد. چشمانش نمی بیند و از قدرت صدایش استفاده می کند. با جثّۀ کودکانه و صدای توانایش، هر کجا می رود با صدایش غوغا می کند. از اسمش شروع می کند و از گیسوان بلند و سیاهش. از پدرش و از دلتنگی نبودش. از مادرش می گوید که او را با جان و دل در آغوش می گیرد و چشم و دلش می شود. از ایمان و اعتمادش به خدا می گوید و سرانجام صدایش نوش جانمان می شود. همراه با صدایش به یاد برادرم که رفت و دخترش را در حسرت دیدارِ پدر گذاشت، اشک می ریزم.   
بله او« زهرا فتحی » زهرا بالاست. با عینکی زیبا بر چشم و گیسوان بلد و سیاه و رقص و شعف کودکانه که دل از بیننده و شنوده صدایش می برد. دست در دست مادری مهربان و فداکار که همیشه همراهش است. راستی که بهشت زیر پای مادران است.

2024-05-03

روزی روزگاری، موسیقی آذربایجانی

روزی روزگاری، موسیقی آذربایجانی

روزی روزگاری، رادیو بود و ضبظ صوت. رشید بهبود اف بود و زینب و ربابه و شوکت و عاشق ها، مصطفی پایان بود و عیسی باربد و...  اشعار زیبا و دلنشین را با صدای طلائی شان می شنیدی و لذّت می بردی. یادش به خیر که در آن زمان های نه چندان دور، نوای ساز با شنونده سخن ها می گفت.
اکنون دیگر خواننده نیازی به تلاش و انتخاب شعر و آهنگ ندارد. او آهنگی زیبا از آهنگساز فارسی برداشته و به حال و هوای خودش موسیقی اصیل را با شعری آبکی و رقصی آنچنانی تحویل شنونده می دهد. به قول ضرب المثل خودمان « ائشیدنده آدامین اتی تؤکولور». می خواهم به الناره خانم بگویم:« که صدای زیبا و ترانه های قشنگتان را با برداشتن آهنگ خوانندگانِ مطرحِ ایرانی خراب نکیند که هر کسی را بهر کاری ساختند. اگر هم چنین اقدامی می کنید، هم به آهنگسازش اشاره کنید و هم شعری در شان آهنگ انتخاب کنید.» باز هم علی پُرمهر که گاهی در مورد ترانه ها و آهنگ هایش توضیح می دهد.   

2012-09-19

یارالیدی قره داغیم

مرثیه ای برای قره داغ

یارالیدیر قاراداغیم
ندن سولدو گوللو باغیم
اهر هریس ورزغانیم
منیم گؤزل قارادغیم
ماهنی نین سؤزلری

2008-11-10

سارا ترانه ماندگار آذربایجانی

آپاردی سئللر سارانی ، بیر اوجا بویلو بالانی
این ترانه را سالهاست که می شنویم و کهنه نمی شود . هر ترانه ای مناسبتی و حکایتی برای سروده شدن دارد. در مورد ترانه سارا نوعروسی که خود را داخل رودخانه عمیق غرق کرد( خودکشی کرد ) ، حکایتهای مختلفی وجود دارد و من این حکایت را که از گیس سفیدان شنیده ام می نویسم.
می گویند روزی روزگاری نه چندان دور، هر شهر و ولایتی خانی و اربابی داشت . حالا بر مردم آن آبادی یا شهر و ولایت چه می گذشت به انصاف خانها و اربابها بستگی داشت . قصه یا افسانه یا حکایت « سارا » حکایت از مظلومیت مردم و ستم اکثر خانها دارد.
روزی روزگاری در ولایتی خانی بی انصاف بر مردم مظلوم آن دیار حکمرانی می کرد . این خان علاوه بر ستم و بی انصافی نسبت به مردم ، خائن به ناموس آنها نیز بود. او هر از گاهی چشم بر دختر دم بختی می دوخت و تا دختر را شوهر می دادند شب عروسی نوچه هایش جلو قافله را می گرفتند و عروس را به حجله خان می بردند و سپیده دم او را دم در خانه داماد رها می کردند. داماد نگون بخت که زورش به خان نمی رسید عروس نگون بخت را به خانه اش راه می داد . کسی هم جرات سخن گفتن در مورد این ماجرا نداشت. چند وقتی روزگار به این طریق سپری شد . از بین دختران دم بخت سارا، دختر زیبای چوپان ولایت نیز چشم خان را گرفته بود. روزی از روزها بخت سارا باز شد و نامزدش کردند. شب قبل از عروسی یکی به سارا خبر رساند که امشب نوچه های خان به سراغش خواهند آمد. اما سارا قسم خورد که دست خان هرگز به او نخواهد رسید. شب هنگام عروس را بزک کردند و لباس عروسی پوشاندند و به خانه بخت فرستادند . بین راه نوچه های خان جلوی قافله عروس را گرفتند و خواستند سارا را از قافله جدا کنند و به حجله خان ببرند . اما عروس را نیافتند. خان از شنیدن این خبر خشمگین شد و به نوچه ها دستور داد هر طور شده از سیاهی شب استفاده کرده دختر را قبل از عروسی اش با داماد پیدا کنند و پیش او ببرند .
از این طرف نه تنها خان که خانواده عروس و داماد فانوس به دست گرفته و برای پیدا کردن عروس گم شده اینجا و آنجا را گشتند و سرانجام جسد سارا را که خود را داخل رودخانه عمیق انداخته و غرق شده بود پیدا کردند .
ترانه سارا، نوحه و تعزیه ای بسیار غم انگیز است نوعی فریاد دادخواهی و فغان از ستم است . این ترانه ماندگار آذربایجانی به نوعی هم ردیف ترانه مراببوس فارسی است.
..
گئدین دئیین خان چوبانا
گلمه سین بو ائل مغانا
گلسه باتار ناحاق قانا
آپاردی سئللر سارانی
بیر اوجا بویلو بالانی
آرپا چایی آشدی داشدی
سئل سارانی گؤتور قاشدی
اوزون بویلو قلم قاشلی


بروید به چوپان بگوئید که به این ماتمسرا نیاید . اگر بیاید غرق در خون ناحق می شود . سیل سارا برد. آن فرزند بلند بالا را برد. رود آرپاچایی جوشید و خروشید . سیل شد و سارا را برداشت و گریخت.

2008-10-27

میخانا

میخانا نوعی موسیقی آذربایجانی است که از خواننده های باکوئی شنیده ام . میخانا را می توانم به حال و هوای خودم چنین تعریف کنم که نوعی مشاعره یا رجزخوانی یا روایت عشق یا مسابقه شعرخوانی است.تفاوت مشاعره با میخانا در این است که در مشاعره از شعر شعرای معروف استفاده می شود اما در میخانا خواننده خود شعر را می سراید .
در اکثر اشعار میخانا سه مصراع اول و دو مصراع بعدی هم قافیه هستند . مثل این میخانا آقشین فاتح و ائلشن خزر
من سنین بو عمللرینه نئجه دؤزوم / من چگونه این اعمال تو را تحمل کنم
من نه دئییم داها سنه یوخدور سؤزوم / من چه بگویم دیگر حرفی با تو ندارم
سیر صوفتیندن سو ایچمییر گؤزوم / از ریخت و قیافه ات چشمم آب نمی خورد
جینلره شیطانلارا بنزییرسن / شبیه جن ها و شیطانها هستی
عجایب حیوانلارا بنزییرسن / شبیه حیوانات عجیب و غریب هستی
..
گاهی روایت عشق است و در هربیت دو مصراع هم قافیه هستند . مثل این میخانا نامیق قاراچوخورلو
قولاق آسین جماعت / مردم گوش کنید
من دانیشیم نهایت / بالاخره میخواهم حرف بزنم
بو محبت عالمی / این عالم عشق
چوخوسونا وئرمیش غمی / به خیلی ها غم داده
..
گاهی شامل هفت مصراع است . مثل این میخانا آقشین فاتح و ائلشن خزر و دخترخانمی که اسمش را نمی دانم
سن اونا اینانماگینان / تو حرفهای او را باور نکن
سالار حیله فنده سنی / او می خواهد ترا به دامش بیاندازد
هامی سنه حیران اولوب / همه عاشقت شده اند
به ینمیشم من ده سنی / من هم تو را پسندیده ام
بیجه کلمه هه دئگینه ن / یک کلمه بله بگو
قوناق آپاریم کنده سنی / تو را به ده مان مهمان ببرم
کسیم آیاغیوین آتدا جامیش / زیر پایت گاومیش قربانی کنم