2009/01/27

ملا محمد فضولی

راویان تاریخ حکایت می کنند که ملامحمد فضولی حدود چهارصد سال و اندی پیش در شهر کربلا و یا شهر حله ، از ولایات عراق به دنیا آمد. در شهر بغداد تحصیل کرد و به علت هوش و استعداد و علاقه اش به زبانهای مختلف ، مسلط به زبانهای ترکی و عربی و فارسی شد. دیوان اشعار فارسی و دیوان اشعار ترکی اش را خوانده ام .

متن کامل

2009/01/24

با حیوانات مهربان باشیم

آن قدیمها که ما بچه محصل بودیم ، هر روز صبح زود داداش بزرگ همراه پسرخاله بزرگ که همسایه بغل دستمان بود از خانه بیرون می رفت و نان بربری یا نان لواش تازه می خرید و می آورد. گاهی وقتها هم نان سنگک می خرید. صف نان سنگک همیشه طولانی بود. انصافن این نان سنگک تبریزی آن هم برای صبحانه جان می داد. تازه خمیر و مواد زایدش هم زیاد درنمی آمد. اندازه اش هم بزرگ و پربرکت بود.

**

متن کامل

**

لینکهای داغ را در بالاترین بخوانید.

**
آقای ضرغامی با شما هستم

چرا مثل امام جمعه کاشمر کم داریم؟

شرکای مظلوم حیات

حمایت از حیوانات بی خانمان

کوچ نکردم تا کوچ کردن را بیاموزد

همسایه عزیز و کوچک کوچه ما

کمک به قوهای فریدون کنار

اگر حیوانات اطراف ما از زندگی مان حذف می شدند

خدایا کفر نمی گویم

زیستن حق طبیعی حیوانات است

حیوان آزاری

آزار حیوانات یک نشانه است

ما و حیوانات

مهربان باشیم

لباس ها تهیه شده از پر مصداق حیوان آزاری

**

در دنباله

در بالاترین

2009/01/22

دلتنگی دختر ناز کوچولو

زنگ دبستان به صدا درآمد. دختر کوچولو کیفش را برداشت و از خانم معلم خداحافظی کرد و همراه همکلاسی هایش از کلاس خارج شد. مامانش دم در کلاس همراه بقیه مامانها ایستاده و منتظر بود. به جای مامان نسرین مامان بزرگش آمده بود. آخردیروز مامان نسرین حالش بد شده بود و به بیمارستان برده بودند و امروز صبح با یک خواهر ناز کوچولو به خانه برگردانده بودندش. مامان نسرین حالش خوب نبود و باید استراحت می کرد.

**

متن کامل

وبلاک بدون فی ل تر

**
ترانه خواهر ناز کوچولو را از اینجا داونلود کردم . داونلود بقیه ترانه ها هم اینجاست.

**

دختر ناز کوچولوفکر می کنه وقتی دل تنگه چه فرقی می کنه مرثیه مامان رو گوش کرد و در سوگ بابا گریست.

2009/01/20

وزارت محترم پست و تلگراف

لطفن این پست مرا شخص وزیر محترم پست و تلگراف جمهوری اسلامی ایران بخواند
جناب آقای وزیر محترم پست و تلگراف عزیز
با عرض سلام خدمت شما
اینجانب از اهالی وبلا ک آباد که سالهاست غربت نشین هستم ، هر از گاهی نامه و بسته ای به وطن می فرستم و قبل از تحویل به اداره پست دعا می کنم که به مقصد برسد. رسیدن نامه ها به مقصد گویا شانسی است.حدود چهل و پنج روز پیش نامه ای ارسال کردم که تا به امروز به مقصد نرسیده است و این بار اول نیست و به احتمال قوی مشکل من تنها نیست. همانگونه که اطلاع دارید ، یک بار اینجا موضوع را به اطلاع شما رساندم ، اما نه جوابی دادید و نه بسته من به مقصد رسید . در نتیجه مرا به زحمت انداختید.
بدینوسیله از شما درخواست می کنم موضوع را بررسی کرده و علت گم شدن نامه ها را جویا شوید و از کارمند محترمتان بخواهید در رساندن بسته ها به مقصد کم کاری نکند.
خیلی ببخشید که اینجا نوشتم اگر می دانستم به مقصد خواهد رسید و مثل نامه های معمولی در بین راه گم و گور نخواهد شد ، آدرستان را پیدا کرده و به طور مستقیم از دست کسانی که نامه را به مقصد نمی رسانند شکایت می کردم . باز ببخشید که نامه ام اداری نیست.
با تقدیم احترام : هموطن غربت نشین شما
رونوشت به فیلتر خانه و بلاک نیوز و بالاترین و هر نشریه و مرجعی که نامه را به آقای وزیر محترم پست و تلگراف برساند ارسال می گردد .
کارمند محترم پست که ( زبانم لال زبانم لال ) نامه ها را گم و گور می کنی اگر اینجا را می خوانی تو را جان آقا جانت این قدر سهل انگاری نکن.
منظورم همه کارمندان نیستند ها، لطفن کسی خشمگین نشود.

**

می گویند زن اگر کتک بخورد به بهشت می رود. جل الخالق

2009/01/18

ضرب المثل ها

ادیبان و کارشناسان در تعریف ضرب المثل می گویند : ضرب المثل سخن کوتاه یا بلندی است که برای زیبائی گفتارمان از آن استفاده می کنیم. ریشه ضرب المثل ها بیشتر از حکایتهای حقیقی یا تخیلی ما به وجود آمده اند. گاهی ملل مختلف ضرب المثل های شبیه به هم دارند.

*

متن کامل

*
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
« طبیب اصفهانی »


2009/01/16

2009/01/13

عین الله باقرزاده - حسن رضیانی

صمد آقا ( پرویز صیاد) را کمتر کسی است که نشناسد. هرگاه دور هم جمع می شویم یکی از فیلمهای ویدیوئی صمد آقا را تماشا می کنیم. هر بار نیز مثل بار اول از این فیلم سیاه و سفید قدیمی لذت می بریم. او نه تنها محبوب نسل من و ماست که فرزندانمان نیز دوست اش دارند. پرویز صیاد پدر ندارد و در کنار ننه آقایش زندگی می کند.او لباس ساده روستائی به تن داردو با لهجه شیرین اش نقش یک روستائی باهوش را بازی می کند. او با زبان طنز خود مشکلات اجتماعی را مطرح می کند و ما در حالی که به سخنان شیرین و برحق اش می خندیم رو به همدیگر کرده و می گوئیم « حق میگه والله » تماشای ویدیوهایش بارها و بارها خستنه مان نمی کند.

*

متن کامل

*
بیوگرافی عین الله باقرزاده

*

مشهدی باقر به روایت نق نقو

دست شما درد نکند که یادی از هنرمندان قدیمی کردید.ایفاگرنقش مشدی باقر نیز حسین امیرفضلی هنرمند با سابقه ی رادیو وتلویزیون وتئاتر بود که یادش به خیر. خوبست خاطره ای از اورا دراین جا نقل کنم.پدریکی ازدوستان من که ریاست اداره ای در پست وتلگراف سابق را عهده داربود میگفت که مرحوم امیرفضلی برای خدمت به اداره تحت سرپرستی او آمده بود وتعدادی پرونده را برای رسیدگی تحویل گرفته بود اما در ساعت های اداری فقط می نشست و چندین سیگار اشنو را به هم وصل می کرد و می گیراند و با لذت دود می کرد. وقتی به او گفتم پس چرا لای پرونده هارا باز نکردی گفت که جناب فلانی من کارم درجای دیگر است (اشاره به تئاتر ورادیو) و اینجا مرا فقط برای استراحت وکمک خرجی فرستاده اند.

*

فکر می کنم این خانم که اینگونه زیبا می رقصد بنفشه صیاد ، دختر پرویز صیاد است.

2009/01/10

قصه های من و بابام


برادر کوچک بچه دبستانی بود و پیک که حالا اسمش رشد هست ، هر ماه یک بار به مدرسه می آمد تا بین نوآموزان و دانش آموزان فروخته شود. برادر کوچک هم می خرید و به خانه می آورد. آن اوایل مادرم مخالفت می کرد که شما را به مدرسه فرستاده ام درس بخوانید یا قصه و چیستان ؟ اما با گذشت زمان نظرش عوض شد. عصر که حجم درس و مشق کم می شد و به طور طبیعی مشق برادر کوچک زودتر از ماها تمام می شد ، پیک را از داخل کیفش درمی آورد و بغل پدرم می نشست و با عجله و پی در پی می گفت : آقا قصه های من و بابام رو بخون. آقا زود باش ، آقا زود باش.

متن کامل

در دنباله

2009/01/08

عاشورا و حلوای نذری

صبح عاشورا که می شد ، در همسایه بالائی باز می شد . می گفتند نذر دارند و صبحانه می دهند. دختر همسایه دقایقی بعد از ساعت یک ظهر با یک دیسهای کوچک هویچ پلو ظاهر می شد و به هر خانه ای دیس کوچک غذای نذری می داد. خوشمزه بود. خاله تامارا حلوا می پخت « اوماج حالواسی» ، « عبدالرضاخان حالواسی » ، « تبریز حالواسی » و الی آخر. با یکی از دوستان قرار گذاشته بودیم که وامروز با هم حلوا یا شعله زرد بپزیم. گفت : چند روز پیش خانه صالیحا بودم حلوای خوشمزه ای به نام حلوای هویچ درست کرده بود. دستور پخت اش را گرفتم. بیا حلوای هویچ بپزیم تنوعی هم می شود. حلوا را پختیم و خوشمزه هم شد.
*

روش پخت حلوای هویچ در متن کامل

*

2009/01/06

به بهانه عاشورا

می گویند پدر بزرگِ پدربزرگِ مرحومم ، ملا بود. پدربزرگ از او به نیکی یاد و به وجودش افتخار می کرد. باز می پگویند عصر روزی از روزهای عاشورا در مجلسی خانوادگی نوجوانان و جوانان فامیل را دور خود جمع و برایشان صحبت می کرد که : در روز قیامت که به محضر خدا می رویم تک تک اعضای بدن ما زبان به سخن خواهند گشود و هر کدام به خدای متعال شرح خواهند داد که با آنها چه کرده و چه بلائی سرشان آورده ایم .سوزن به بدن خود فرو بردن ، خال کوبیدن ، سنجاق قفلی را در بدن خود گره زدن و همه و همه گناه است.

متن کامل

2009/01/04

داستان شب

آن یک کمی قدیمها که هنوز تلویزیون به بازار نیامده بود و یا هیچ اختراع نشده بود ، ما هم مثل خیلی ها رادیو داشتیم. رادیوی ما شبیه رادیوی خانه نق نقو نبود. بلکه به رنگ طوسی و به شکل مکعب مستطیل و یا بهتر بگویم شبیه کیف سامسونیک بزرگ بود . با این تفاوت که ارتفاعش یک کمی بیشتر ازاین کیف بود. رادیوی ما به دو قسمت غیر مساوی تقسیم شده بود .

متن کامل

*
این متن نق نقو را دیدم که با بیان تک تک برنامه های رادیوئی مرا به سفر در گذشته های نه چندان دور برد.

*
منوچهر نوذری * رادیو در ایران چگونه متولد شد؟ * گلهای رنگارنگ *

بهزاد فراهانی

2009/01/01

قیامت کربلا

هزاره هاست ، قرن هاست ، سالهاست که خیلی زمین ها کربلا و خیلی روزها عاشوراست . هزاران سال است وقتی امپراطوران و شاهان و خلفا و روسا به کشوری و آب و خاکی حمله می کنند و جوی خون به راه می اندازند زمین می شود زمین سیراب از خون کربلا و زمان می شود روز تلخ عاشورا. هنگام حمله اعراب به ایران ، یورش چنگیزخان مغول ، حمله تیمور لنگ که می گویند مسجد سیاری هم داشته که عده ای از غلامانش حمل اش می کردند. هر وعده نماز دستهای خون آلودش را می شست و نماز بر جای می آورد و خود را بنده شایسته و برحق خدا می دانست .

متن کامل

وبلاک دیگر

به قول نازخاتون قلم به درد آمد

همه حقایقی که در مورد غزه نمی دانید

جنگ غزه همچنان ادامه دارد

تیرهائی که به جان انسانیت خورد